الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

499

الغدير ( فارسى )

اهتمام بدين امر مهم و حياتى از جانب او نقص و ناتوانى محسوب مىشد . « 1 » اين قصيده كه در ديوان اين شاعر آمده ، بر سيصد و هشتاد و چهار بيت بالغ مىشود ، و وى در آن امير المؤمنين عليه السّلام را مدح مىكند و با برهانهاى قوى امامت او را به اثبات مىرساند و سرانجام ، به مرثيهء امام سبط شهيد مىپردازد كه ابيات بالا را از آن آورديم . همو قصيده‌اى ديگر دارد كه امير مؤمنان عليه السّلام را در آن مدح كرده و گفته است : - دوستى و عشق زيباى تو ، يك دانه گوهرى است كه درياها همانند آن را نتوانند بخشيد . - پس برخيز كه در مجلس ما ساقى نازك‌اندامى پيمانه‌هاى بزرگ را به چرخش درآورد . - چشمانش به عاشقان پيغام مىدهد كه از تيغ مژگانم بترسيد و حذر كنيد . - زندگى را با شرابى خوش كن كه اندوه را مىزدايد . - با نزديك شدن تو ، روان ما مسرّت و صفا مىپذيرد ، و سنگهاى بىزبان به گفتار مىآيند . - پيمانهء تو آتش اندوه را خاموش مىكند ، در حالى كه پيمانه‌هاى باده آتش مىپراكنند . - هرگاه خرد ما را به قتل برسانى ، پديدآرندهء خرد به خونخواهى برخواهد خاست . - باده از كف خوبرويى خوش است كه چون زيبايىاش نمايان شود ، خرد و عقل به پرواز درمىآيد . - سرخرويى كه رنگش را در پيمانه منعكس كرده است و تو گويى كه اين سرخى از جام نيست كه مىچرخد . - اندامش بر اندام نيزه‌ها طعنه مىزند ، و نگاههايش در خونريزى و توانمندى بر نيزه‌ها سبقت مىگيرد . - كفل او سنگينى خود را بر من نمودار مىكند ، و كمرش بر آنم مىدارد كه دست در آن آويزم .

--> ( 1 ) . در جانشينى عمر ، به اين برهان عقلى متوسّل شده‌اند كه قاعدهء لطف است ، و براساس آن لزوم نصب امام اثبات مىشود . ر ك : الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 7 / 132 ، 133 .